كار آفريني در روستايي و ضرورت استراتژيك توسعه
• بيگمان چنانچه قرار باشد در جامعهاي مسير رو به رشد و توسعه در پيش گرفته شود وكليه مراتب و مراحل آن با سرعت هرچه تمامتر و با سلامت پشت سرنهاده شود بايد همه امكانات و عوامل ملي و محلي آن جامعه بسيج گرديده تا هم با صرف كمترين هزينه و هم در ابعاد گستردهتر بتواند از همه مواهب و نتايج آن منتفع گردد.
اگر
توسعه را عامل دوام و بقا و تعالي ملتها قلمداد نموده و آن راشرط حضور
غرورآفرين در عرصه معادلات جهاني تلقي كنيم و توسعه يافتگي كشورها و ملتها
را شاخص شكوفايي، پويايي، قابليت، شايستگي، مدنيت و مدرنيته بدانيم،
شايسته است تا حركت در مسير توسعه و تلاش در راستاي دستيابي به آن را يكي
از الزامات اساسي حضور در جوامع عصر حاضر ونيز ميزان و معيارآگاهي و
آرمانخواهي و تعاليجويي ملتها بيان نماييم. بهگونهاي كه آنها
علاقهمندند تا همه اركان و پتانسيلهاي ملي خود را بكار گرفته و از همه
ظرفيتها و تواناييهاي خود در جهت تحقق اهداف آن استفاده نمايند كه در اين
بين نقش عوامل و عناصر انساني و جمعيتي ازيك سو و بهرهجويي از تمامي
اجزاي نظامهاي اجتماعي، اقتصادي و زيستمحيطي از دگر سوي نشان از عمق
علاقه آنان به اين پديده دارد.
بيگمان چنانچه قرار باشد در جامعهاي
مسير رو به رشد و توسعه در پيش گرفته شود وكليه مراتب و مراحل آن با سرعت
هرچه تمامتر و با سلامت پشت سرنهاده شود بايد همه امكانات و عوامل ملي و
محلي آن جامعه بسيج گرديده تا هم با صرف كمترين هزينه و هم در ابعاد
گستردهتر بتواند از همه مواهب و نتايج آن منتفع گردد. و آنگاه است كه
ميتواند به همه اثرات و تبعات شوم ناشي از توسعه نيافتگي در سريعترين
زمان ممكن خاتمه بخشد، مسائل و مشكلات بغرنج وآلامآوري كه ميتوانند
موجوديت و بقاي ملتي را از هستي ساقط نموده و به بهاي نابودي و هده همه
سرمايههاي انساني و ملي آن جامعه منتهي شود.
بنابراين در دنياي
موسوم به عصر اطلاعات، يكي از شروط بنيادي براي دسترسي به الگوهاي توسعه
در ابعاد چندگانه انساني، اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي ميزان مشاركت و
درگيري همه عوامل در اختيار جوامع ميباشد كه در اين بين بايد اذعان نمود
كه توسعه روستايي به عنوان زيربناي رشد اقتصادي جامعه ميتواند واجد نقش و
تأثير محوري باشد.
اينك سؤال اساسي اين است كه اين توسعه چگونه بايد
اتفاق بيفتد تا جامعه با اتكاي به يكي از عوامل استراتژيك خودبه طرز
معجزهآسايي و با تحمل كمترين هزينه توان حضور در عصر متلاطم جامعه
اطلاعاتي را بيابد؟ در پاسخ به اين سؤال ميتوان ادعا نمود كه از بين
رويكردهاي مختلفي كه براي اين امر متصور است عنصركارآفريني آنچنانكه
انديشمندان و صاحب نظران عرصههاي اجتماعي واقتصادي به كرات
يادآورگرديدند، ميتواند به عنوان يكي از مهمترين و بهترين گزينههاي
توسعه يافتگي تلقي گردد.
بيترديد تحقق تمامي انواع كارآفريني به
عنوان ابعاد انقلاب عظيم كارآفرينانه و جايگزيني اقتصاد كارآمد كارآفريني
به جاي مدلهاي قديميتر اقتصادي يكي ازمهمترين راهبردها در جهت تحقق اهداف
توسعه يافتگي ملتها مطرح بوده و پيشنهاد ميگردد. چراكه دراين مدل اصل بر
به خدمت گرفتن همه توانمنديهاي انساني جامعه درجهت ارتقاي سطح بهرهوري
ميباشد
امروزه كارآفريني بعنوان يك استراتژي و راهبرد در توسعه و
شكوفايي و رشد جوامع انساني به جايگزين بيبديلي تبديل گشته است كه از
طريق آن همه عوامل و منابع و امكانات يك جامعه به صورت خود جوش و از راه
قرار گرفتن در يك روند تكاملي در جهت نيل به آرمانهاي بلند اجتماعي بسيج
گرديده تا منشا بسياري از آثار و پيامدهاي مثبت اقتصادي-اجتماعي گردند.
لذا
چنانچه به فوايد بيشماري كه بر اين پديده مترتب است توجه نموده وآن را در
همه ابعاد احيا بخشيم سريعتر به اهداف و مختصات يك الگوي كارآمد توسعهاي
دست خواهيم يافت.
موضوعي كه درخصوص اهميت كارآفريني و ارتباط مستقيم
آن با اعتلاي ملي يك ملت بايد جدي تلقي گردد آن چيزي است كه عليرغم همه
اهميتش درجامعه ايراني مع الاسف مغفول واقع گرديده و توجه در خوري به آن
نشده است و آن چيزي جز اهميت دادن به نقش" كارآفريني روستايي وكارآفرينان"
ساكن در محيطهاي روستايي نميباشد. اگر ما روستاها را محورهاي استراتژيك
كشاورزي و توليدات و فرآوردههاي غذايي جامعه بدانيم كه نياز به آن روبه
تزايد گذاشته است به نقش بينظيرآن در پيشرفت و رشد و شكوفايي پيخواهيم
برد و درك خواهيم كرد كه ناديده گرفتن سهم روستا و روستانشينان هزينهها
وتبعات ناگواري را در پي خواهد نهادآن چيزي كه امروزه تحت عنوان معضلات
اجتماعي- اقتصادي برگرده جامعه سنگيني نموده و باعث بينظميها و
اضطرابهاي اجتماعي در اشكال مختلف به ويژه ناامنيها، ناهنجارهاي رفتاري،كج
خلقيهاي اجتماعي و بداخلاقيها و نيز بروز پديدههاي شومي همچون رشد
بيرويه مهاجرت،افزايش ميزان حاشيهنشيني در اطراف كلان شهرها و بسياري
مشكلات ديگر ميباشد كه دراين مقاله سعي برآن ميشود تا به ذكر اهميت
كارآفريني روستايي و برخي از راهبردهاي توسعه روستايي در ايران اشاره
گردد:
الف)برخي ازمختصات منحصربهفرد روستا در نظام اجتماعي جامعه عبارتنداز:
1) روستا به عنوان بخش بزرگي از نظام اجتماعي و جمعيتي جامعه كه در آن تعداد كثيري از عوامل انساني مولد سكونت دارند.
2)
درروستا عوامل و منابع ارزشمندي اعم از عوامل انساني و منابع طبيعي و
اقتصادي بهعنوان ذخاير استراتژيك كشور وجود داشته كه در پيشرفت جامعه نقش
حياتي دارند.
3) نقش و اهميت فرآوردهها و توليدات روستايي در رفع
نيازهاي رو به تزايد جامعه در خور توجه ميباشد نظير توليد محصولات
كشاورزي، زراعي، دامي و صنايع تبديلي كه نقش بيبديل و منحصربهفرد است.
4)
به اثبات رسيده است كه روستایيان در حفظ و صيانت از منابع ملي و ذخايركشور
و در اداره امور مربوطه به مراتب مطمئن تروقابل اتكاتر بوده و در اين
راستا كمك هاي شايان توجهي رابهاداره كشورمبذول مي دارند.
5) براي
جامعه اقتصادي ما بسياري از دستاوردهاي روستایيان نقش استراتژيك داشته و
اهرم قابل اتكايي در پشتيباني از نظام اقتصادي كشور در عرصه جهاني از طريق
صادرات و ورود كالاهاي ملي به بازارهاي پر ظرفيت جهاني بوده، يعني در
حقيقت شناسه قدرت اقتصادي كشوردر نزد جهانيان تلقي گرديده مضافاً اينكه
تكيه براقتصاد بيفايده نفتي را تقليل ميدهد.
6) فعالسازي ساكنان
روستاها در ايران ميتواند كمك شايان توجهي به تأمين امنيت اجتماعي نموده
و باعث كاهش حجم زياد ناملايمات اجتماعي گشته حتي منجر به رشد پديده "
مهاجرت معكوس" شود.
7) ايجاد و راهاندازي كسب و كارها مانند كسب و
كارهاي خانوادگي و گروهي در روستاها به دليل وجود پيوندهاي قوي اجتماعي و
روحيه بالاي مشاركت و تعاون در روستاها بالاتر از شهرهاست.
8) روحيه كار و تلاش و مسئوليتپذيري و التزام و تعهد به پيشرفت در ميان جمعيت روستايي بيشتر از شهرنشينان وجوددارد.
ب)
باوجودهمه ويژگيهاي منحصربه فرد و پتانسيلهاي نهفته در روستاها كه به
توسعه همه جانبه كشورمنتهي ميگردد برخي از مهمترين مشكلات روستايي
عبارتند از:
1) كمبود امكانات اجتماعي نظير خدمات بهداشتي، آموزشي، خطوط ارتباطي، امنيت، آب آشاميدني، سوخت و...
2)
كمبود ميزان درآمد(ضعف اقتصادي) ناشي از افزايش جمعيت روستایيان،
بيكاري(كامل يافصلي)، بهرهوري پایين افراد ومنابع، عدم جذابيت براي
سرمايهگذاري و ضعف فضاي كسب وكار.
ج) مهمترين راهكارهاي استراتژيك توسعه روستايي عبارتنداز:
1)
تغيير نگرش حاكم بر اذهان مديران و مردم نسبت به روستا از طريق:
فرهنگسازي به وسيله رسانههاي جمعي و عمومي، برجستهسازي و توجه ويژه به
مناطق روستايي در نظام آموزشي، ابراز توجه ويژه به روستاها توسط مديران
ارشد (مثل اقامت آنان در روستاها) و...
2) جذابسازي فضاي روستايي
كشور ازطريق: توسعه هدفمند فضاهاي فرهنگي و آموزشي روستاها، ايجاد مراكز
تفريحي، اقامتي، سياحتي در روستاها
3) تكميل و تكامل جامعه اطلاعاتي
روستايي كشور مانند ايجاد ارتباطات مخابراتي، ارتقاي سواد اطلاعاتي آنان و
نزديكسازي فرهنگ شفاهي روستایيان بافرهنگ مكتوب ديجيتال.
4) تشكيل
خوشههاي دانشي روستايي و توسعه زيرساختهاي دانشي مثل تدوين نقشه صنايع
روستايي كشور، ايجاد و توسعه مراكز تحصيلي و آموزشي (بخصوص آموزشهاي
كاربردي)، ارتقاي سطح سواد روستاییان و آموزش آنان در بكارگيري روشها
وفناوريهاي نوين.
5) نوسازي مناطق آسيبديده روستايي و توسعه اشتغال
زايي در روستاهاي كشور از طريق حاكمسازي فضاي كارآفريني و ايجاد پاركهاي
كارآفريني در مراكز و مناطق مستعد و همچنين حمايت از فارغ التحصيلان
روستايي براي راهاندازي كسب وكار در روستاها.
6) شكوفاسازي اقتصاد
روستايي و تأسيس روستاهاي نوين كه از جهات موقعيت و امكانات همپاي شهرها
باشند ،توسعه صنايع دستي و روزآمدسازی آنها، جذب سرمايهگذاران خارجي و
بخش خصوصي به سمت روستاها و فرهنگسازي براي تغيير الگوهاي مصرف و توليد
در روستا.
د) برنامههاي توسعه روستايي بايد به مواردي همچون: ايجاد
اشتغال در بخشهاي غيركشاورزي، كنترل جمعيت، توسعه اجتماعي و شهرسازي
روستا، كاهش مهاجرت به شهرها، افزايش سطح رفاه، تأكيد بر جذب و توسعه
فناوريهاي جديد و آموزش و تربيت نيروي انساني ما هر توجه داشته باشد.
ه) چالشهاي توسعه روستا عبارتنداز:
1) عدم دسترسي به سرمايه وامكانات
2) مشكل در عرضه كالاها و خدمات
3) تأكيد بري ك صنعت يا كسب و كار خاص
4) وجود پديده حاشيهنشيني و تمايل شديد به مهاجرت
5)گسترش روزافزون تغييركاربري اراضي زراعي
6) امكان ريسك كمتر در روستاها
7) كمبود سازمانهاي حمايتكننده
و) استراتژيهاي عمده برنامههاي توسعه روستايي عبارتند از:
1) توسعه كشاورزي (توليدموادغذايي، توليدمحصولات صنعتي، فرآوري محصولات و...)
2) توسعه يكپارچه روستايي
3) صنعتي نمودن روستاها
4) توسعه مراكز رشد روستايي
ز) نقش كارآفريني درتوسعه اقتصادي روستا:
1) دستيابي روستایيان به كالاها و خدمات مورد نياز
2) رشد اقتصادي روستاها
3) كاهش پديده مهاجرت به شهرها
4) ارتقاي سطح امنيت اجتماعي و رفاه در روستاها
5) تشويق به ايجاد كسب و كارهاي جديد
6) تشويق كسب و كارهاي موجود به توسعه
ح) پيشنيازهاي توسعه كارآفريني در روستاها:
1) توسعه فرهنگ كارآفريني
2) آموزش كارآفريني
3) توسعه زيرساختهاي كارآفريني
4)
سه استراتژي اساسي توسعه كارآفريني روستايي شامل: جذب كسب وكارها ازمناطق
ديگر، حفظ و توسعه كسب و كارهاي موجود از طريق سياستهاي حمايتي و حمايت از
ايجاد كسب و كارهاي جديد از دل خود مناطق روستايي ميباشد.
ط) راهبردهاي بلندمدت توسعه كارآفريني روستايي عبارتند از:
1) ايجاد شرايط ويژه براي معكوس نمودن روند مهاجرت
2) اصلاح و تغيير الگوي توزيع و مصرف انرژي
3) توسعه و بهينهسازي شبكههاي حمل و نقل
4) ممنوعيت تغييركاربري اراضي باغي، زراعي و عرصههاي جنگلي و مرتعي
5) بهبود مديريت و اصلاح شيوههاي توليد در بخشهاي كشاورزي
6) توسعه صنايع تبديلي زود با در مناطق مستعد
7) اقتصادي نمودن كالاهاي كشاورزي و روستايي
8) دستيابي همگاني به آموزشهاي مقدماتي، ترويج و بهبود شكافهاي طبقاتي و ارتقاي توانمنديهاي زنان روستايي
9) ارتقاي سطح سلامت، ايجاد محيطهاي زندگي مفرح و نشاط انگيز
10) حمايت مؤثر از تشكيل و توسعه تعاونيها و ايجاد و گسترش مجتمعهاي تعاوني روستايي
11) تشكيل گروههاي پسانداز خودگردان براي تأمين بخشي از نيازهاي مالي پروژههاي كارآفريني
12) ايجاد سيستمهاي اعتباري كوچك به منظور ارائه تسهيلات مثل تأسيس بانك روستايي
13)
ايجاد مراكز آموزشي تلفيقي به منظور ارائه خدمات آموزش و مشاوره در
زمينههاي مختلف بازاريابي، مراقبت از حيوانات اهلي، صنايع دستي و ساير
مهارتهاي مورد نياز
بيوگرافي نويسنده: