زنان روستايي

   در كشور ما با توجه به خصوصيات و بافت جوامع روستايي و عشايري بخش وسيعي از توليدات كشاورزي و فرآورده‌هاي دامي ‌برعهدهء زنان بوده و علاوه بر آن زن روستايي به عنوان زن خانه و ناظم امور اقتصاد خانواده در تصميمات و پذيرش ايده‌هاي نو كه منجر به بهبود وضعيت اقتصادي خانواده مي‌شود، تاثير و نفوذ داشته و سهيم است و به طور كلي دو سوم فعاليت‌هاي روزمره را به عهده دارد.

زنان روستايي به عنوان نيمي‌از نيروي انساني فعال بخش مهمي‌از توليد را تشكيل مي‌دهند. جايگاه و نقش زنان در توسعهء كشاورزي و روستايي بر هيچ كس پوشيده نيست. آنان در زمينهء كاشت، داشت و برداشت محصولات كشاورزي نقش عمده‌اي برعهده دارند و از زماني كه انسان آموخت براي زنده ماندن بايد غذا تهيه كند، زنان به فكر جمع‌آوري و نگهداري محصولات كشاورزي بودند.

اطلاعات و آمار فائو نشان مي‌دهد كه زنان روستايي حدود 40 درصد فعاليت‌هاي كشاورزي را به خود اختصاص مي‌دهند، در حقيقت زنان روستايي به عنوان نيروي كار جمعيت زيادي را در همهء كشورهاي در حال رشد و از جمله كشور ايران تشكيل مي‌دهند و اين جمعيت در برخي كشورها به بيش از 80 درصد نيروي فعال بخش كشاورزي مي‌رسد.

 

بنابر تحقيقات فائو بيش از70 درصد از جمعيت فقير جهان را زنان تشكيل مي‌دهند و چهرهء فقر بيش از آن‌كه روستايي باشد زنانه است. زيرا زنان فقير شهرنشين نيز همان مهاجران درماندهء ديروز روستا هستند.

آن‌ها از همهء امكانات جهت بالا بردن كمي ‌و كيفي شرايط و بهبود اوضاع خود محروم هستند و با وجود نقش آشكار زنان روستايي در توليد و فرآوري و نگهداري محصولات كشاورزي اين بخش از جمعيت روستايي از خدمات آموزشي و كسب مهارت‌هاي مناسب با فعاليت‌هاي خود بي‌بهره مانده است.

با توجه به محور بودن فعاليت‌هاي كشاورزي در جريان توسعهء اقتصادي كشورمان و نقش بسزايي كه زنان روستايي در توليد مواد غذايي دارند، ارتقاي سطح دانش فني آن‌ها براي زندگي هر چه بهتر از اهميت خاصي برخوردار است.

براي كشوري مانند ايران كه درصدد بهبود اقتصاد روستايي است و حمايت از توليد فرآورده‌هاي غذايي آن لازم است، شناخت نقش اين قشر و توجه به بهبود وضع آن‌ها در كشاورزي به ويژه زندگي آن‌ها حائز اهميت فراواني است.

به تعبير ديگر آن‌ها نيروي كار نامريي در اقتصاد كشاورزي هستند. نوع فعاليت زنان روستايي در مناطق مختلف كشور متفاوت بوده و بنا به موقعيت خاص فرهنگي و اجتماعي آن منطقه نقش خاصي دارند.

از طرف ديگر چنانچه هدف، حركت در جهت توسعهء پايدار باشد، لازمهء آن اين است كه به توسعهء انساني توجه خاصي شود و يكي از موضوعاتي كه در توسعهء انساني مطرح مي‌شود دانايي محوري است.

با وجودي كه زنان روستايي در كشورهاي درحال توسعه مولد حدود 80 درصد از مواد غذايي هستند و سرپرستي حدود 30 درصد از خانوارهاي روستايي را به عهده دارند ولي فعاليت آن‌ها به عنوان فعاليت اقتصادي به شمار نمي‌رود و به اين جهت به سادگي از برنامه‌هاي توسعهء روستايي و كشاورزي حذف مي‌شوند.

اقدامات و فعاليت‌هاي انجام شده توسط زنان معمولا در مراحل مختلف كاشت، داشت، برداشت و فرآوري و نگهداري محصولات كشاورزي، دامي‌و باغي يا نگهداري و مراقبت از دام و... است و در واقع هرچند كه زنان 49 درصد جمعيت روستايي را شكل مي‌دهند ولي 65 درصد فعاليت‌هاي كشاورزي در روستا توسط آن‌ها انجام مي‌شود.

مطالعات متعدد نشان مي‌دهد كه در كشورهاي جهان سوم، بخش كشاورزي پايگاه اصلي براي اشتغال رسمي ‌زنان است. زنان روستايي ايران از گذشته سهم عمده‌اي در توليد صنايع روستايي داشته و صنعت خود را با هنر توام كرده‌اند و به اين لحاظ در طول تاريخ ايران شاهكارهايي خلق كرده‌اند.

زنان صنعتگر روستايي از نظر اقتصادي كمك زيادي به معاش خانواده مي‌كنند، زيرا در بيش‌تر موارد درآمد همسر تامين هزينه‌هاي زندگي را نمي‌كند و درآمد حاصل از صنايع روستايي و همچنين درآمد حاصل از فرآورده‌هاي توليدات دامي‌ و زراعي كه توسط زنان روستايي انجام مي‌گيرد و تهيه مي‌شوند در برخي مواقع حتي از درآمد همسرانشان هم بيش‌تر است.

در حقيقت اگر بخواهيم نقش زنان روستايي را در توسعهء روستايي بيان كنيم مي‌توان به نقش عمدهء آن‌ها در فعاليت‌هاي كشاورزي و توليدات زراعي و دامي ‌و باغي، صنايع دستي روستايي، فرآوري و نگهداري و فروش محصولات كشاورزي اشاره كرد.

براي توانمندسازي و توسعهء اين قشر از جامعه بايد به يك جنبه از توسعهء نيروي انساني يعني آموزش پرداخت.   

بنابراين بايد به طور جدي به برنامه‌ريزي _براي توسعهء نيروي انساني بخش كشاورزي به خصوص زنان و دختران روستايي پرداخت و سرمايه‌گذاري‌هاي فكري و مادي را در اين زمينه متمركز كرد.    

دختران و زنان روستايي نقش مهمي ‌در اقتصاد كشاورزي ايفا مي‌كنند، ولي دسترسي ناچيز آن‌ها به دانش و اطلاعات موجب شده است كه نتوانند بهره‌وري فعاليت‌هايشان را افزايش دهند و از فرصت‌ها و ظرفيت‌هاي بالقوهء خود استفاده كنند.

مسالهء كاهش ضايعات كشاورزي تفكر جديدي در كشور است كه توجه مسوولان بخش كشاورزي را به خود جلب كرده و در اين راستا لازم است آموزش‌هاي لازم در جهت افزايش سطح آگاهي و انديشه زنان و دختران روستايي صورت گيرد و آنان از آخرين دستاوردهاي علمي ‌و نحوهء تغيير و تبديل و فرآوري محصولات مختلف كشاورزي به مواد جديد آگاهي يابند و اين امر جز از طريق توجه خاص به آموزش ميسر نخواهد شد. چراكه ارتقاي توانمندي‌هاي منابع انساني يكي از پيش شرط‌هاي توسعهء اجتماعي و اقتصادي است.


ساماندهي فعاليت هاي اقتصادي روستا در قالب بنگاه اقتصادي الگوي توسعه


دستيابي به رشد و توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي نيازمند تلاش جدي و همه جانبه است. تا زماني كه تمامي اقشار جامعه در مسير پيشرفت متناسب با جايگاه خود قرار نگيرند، بهبود شاخص هاي كمي در اغلب موارد تنها موجب توزيع نامناسب و ناعادلانه امكانات و درآمدها و ايجاد دوگانگي اقتصادي و اجتماعي خواهد شد.
    يكي از برجسته ترين تقسيم بندي جوامع از نظر ويژگي و كيفيت زندگي، تقسيم آنها به دو منطقه شهري و روستايي است كه تفاوت در شاخص هاي اقتصادي و اجتماعي آنها كاملاً مشهود است. عده اي از صاحب نظران توسعه، جمعيت روستايي را گروه مولدي مي دانند كه به دليل مشكلات روستاها و جاذبه هاي شهري، به شهرها مهاجرت نموده و از عنصر توليدكننده و همگام با توسعه، به عنصر مصرف كننده و در تقابل با توسعه تبديل مي شوند. از اين رو، بايد تلاش كرد تا آثار اقداماتي كه منجر به ايجاد دوگانگي در بخش هاي اقتصادي يعني صنعت در برابر كشاورزي، شهر در برابر روستا و... مي شود، از بين رفته يا به حداقل كاهش يابد. بررسي انگيزه هاي مهاجرت نشان مي دهد كه دستيابي به خواسته هاي مادي از طريق كسب درآمد بيشتر مهم ترين عامل است. با فرض درستي اين يافته ها، افزايش درآمد روستائيان در گام نخست، به بهبود اوضاع زندگي روستاييان منجر گرديده و مي تواند موجب كاهش و توقف مهاجرت روستائيان به شهرها شده و در نگاه خوش بينانه، برگشت جمعيت به مناطق روستايي را نيز به دنبال داشته باشد. تاكنون مطالعات متعددي در زمينه عمران و توسعه روستايي صورت گرفته و ديدگاههاي اساسي از سوي صاحب نظران توسعه روستايي در شرايط زماني و مكاني مختلف در دنيا ارائه شده است. بكارگيري برخي از آنها در مواردي نيز موجب شكوفايي اقتصاد روستاها و بهبود اوضاع زندگي مردم گرديد.
    در اين راستا، طرحي با عنوان «ساماندهي فعاليت هاي روستا در قالب بنگاه اقتصادي» با مديريت استانداري مازندران تنظيم گرديد. در اين طرح با نگاه اجمالي به نظريات مختلف توسعه روستايي، با انتخاب يك الگوي مشخص يا تلفيق نظريات سازگار با اوضاع اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي روستاها و با حمايت و هدايت وزارت خانه ها و سازمان هاي ذيربط، نگاه به روستا در قالب بنگاه اقتصادي هدف قرار گرفته است. در اين نگاه بيان چند نكته ضروري است. اولين نكته اين كه روستا متشكل از واحدهاي كوچكي بنام خانوار مي باشد. در علم اقتصاد خانوار را كوچك ترين واحد مصرفي دانسته و آن را از نگاه مصرف مورد بررسي قرار مي دهند. براين اساس مصرف كننده در پي رضايت مندي است. اين در حالي است كه بنگاه به عنوان كوچك ترين واحد توليدي، كالاها يا خدماتي را ارائه مي دهد و همواره سود را به عنوان اساسي ترين هدف دنبال مي كند. در اين ميان تمامي منابع، امكانات و تجهيزاتي كه يك بنگاه اقتصادي در اختيار دارد، در راستاي توليد كالابوده و جدا از چارچوب مذكور هزينه اي نخواهد داشت. در برخي موارد ممكن است، سرمايه گذاري هايي در راستاي توليد منابع، افزايش بهره وري عوامل توليد و مانند آن، نيز در فرآيند توليد بنگاه صورت گيرد. اما اين هزينه ها، افزايش توليد و فروش را در نظر داشته و در نهايت افزايش سود را پي مي گيرد.
    اين مطالعه در پي آن است تا براساس يك الگوي مناسب، ضمن مطالعه قوانين و مقررات و بررسي شرح وظايف سازمان هاي ذيربط از برآيند آن در كنار ساير عوامل و نهادهاي موثر در افزايش توليد و بهبود كالاها و خدمات توليدي استفاده نمايد. بررسي پراكندگي روستاها و تعيين مجتمع هاي روستايي به منظور انجام فعاليت هاي اقتصادي مشترك، تعيين شاخص ها و معيارها براي انتخاب نوع فعاليت اقتصادي در اين مناطق، استفاده از پتانسيل ها و امكانات موجود از جمله نواحي صنعتي، فعاليت هاي گلخانه اي، تعاوني ها و تشكل هاي توليدي، بررسي روش هاي تامين منابع مالي و سرمايه گذاري براي ايجاد واحدهاي توليدي و تكميل ساختار بنگاهي روستاها و شناسايي روش هاي مختلف مديريتي با تاكيد بر مديريت مشاركتي و يكپارچه از گام هاي بعدي است كه در اين طرح بدان پرداخته مي شود. اين اقدامات تشكيل دهنده فاز اول طرح مي باشد. پس از شناسايي و ارزيابي مناطق و فعاليت هاي اقتصادي متناسب با شرايط اقليمي و اقتصادي و اجتماعي هر يك از آنها، در فاز دوم يك يا چند مجتمع به عنوان پايلوت برگزيده و اجراي طرح در آن مناطق آغاز خواهد شد.
    تمامي دستاوردهاي مطالعه در فاز اول اين طرح، راه حل هاي مربوط به مشكلات پيش روي فعاليت هاي اجرايي پروژه پايلوت را تبيين مي نمايد.
    اين طرح با اهداف كلان ارتقاي كيفيت زندگي روستائيان، رشد و گسترش فرهنگ عمومي در جوامع روستايي، كاهش فقر و بهبود توزيع درآمد، كاهش مهاجرت روستائيان به شهرها به منظور جلوگيري از رشد بي رويه حاشيه نشيني در شهرها و اهداف اختصاصي دستيابي به نظريه پايه توسعه روستايي منطبق بر شرايط زماني و مكاني روستاهاي منطقه، كمك به توليد كالاها و خدمات در روستاها، افزايش بازده توليد و ايجاد ثروت و خلاقيت، گسترش فرصت هاي شغلي، استفاده از ظرفيت هاي بالقوه موجود در روستاها، ايجاد ارزش افزوده مناسب و فرآوري محصولات كشاورزي توليد شده به منظور افزايش درآمد سرانه در روستاها تبيين شده است.
    مديريت طرح در قالب فرضيه معتقد است، با بررسي قوانين، نظريات و اقدامات اجرايي مربوط به امور روستايي به همراه بررسي عوامل و نهاده هاي توليدي با نگاه يك بنگاه اقتصادي مي توان فعاليت هاي اقتصادي سودآور و اشتغال زا را براي روستاها و يا مجتمع هاي روستايي پيشنهاد نمود.
    همچنين با استفاده از نظام خودياري و منابع مالي روستاييان با حمايت و هدايت نهادهاي مالي و نظارتي دولتي مي توان پروژه هاي اقتصادي سود آور و اشتغال زا را در روستاها و يا مجتمع هاي روستايي منتخب ايجاد نمود.
    روش هاي شناسايي اوليه براي انجام مراحل طرح برمبناي روش اسنادي و مشاهده مي باشد.
    در ساير مراحل طرح از روش هاي مختلف استفاده خواهد شد. روش تحليل محتوا در مرحله بررسي قوانين و مقررات، تشكيلات و شرح وظايف سازمان ها و نهادهاي دولتي و مردمي و نيز نظريه هاي توسعه، برآورد توابع عرضه و تقاضا بر اساس الگوهاي اقتصاد خرد و در قالب بنگاه (تجميع خوشه اقتصادي) از نظر عوامل ونهاده ها، فرآيند توليد و كالاها و خدمات توليدي، روش رتبه بندي به منظور شناسايي و اولويت بندي روستاها يا مجموعه هاي روستايي و در نهايت تعيين پروژه هاي پيشنهادي به روش ارزيابي اقتصادي و تحليل هزينه - فايده؛ براي اجراي آزمايشي طرح (پايلوت) مد نظر مي باشد.
    در اين طرح ابزارها و متغيرهاي متعددي مورد استفاده قرار مي گيرد.
    مراحل اجرايي طرح در دو فاز پيش بيني شده است كه در فاز اول:
    - احصاء قوانين و مقررات مربوط به بخش عمران و توسعه روستايي.
    - بررسي اهداف، ماموريت ها و شرح وظايف وزارتخانه ها، سازمان ها، نهادها و دفاتر مربوط به امور روستايي به منظور تبيين فرصت ها و نقاط قوت قابل بكارگيري در تحقق اهداف طرح.
    - بررسي تئوري ها و نظريات توسعه روستايي در شرايط زماني و مكاني مختلف.
    - بررسي سوابق پروژه هاي مربوط به توسعه روستايي در داخل و خارج از قبيل طرح زينب كبري(س)، طرح شيرآباد زاهدان، طرح دابودشت آمل، بانكداري پيوندي، گروه هاي خودياري
    (self help group) و... بررسي اقدامات ارگان هاي داخلي وخارجي شامل بهزيستي، كميته امداد، بانك كشاورزي، EIFAD UNDPو WORD BANK
    و...
    - تبيين نظريه هاي منطبق بر شرايط كشور و مناطق مورد مطالعه.
    - بررسي پراكندگي روستاها و تعيين مجتمع هاي روستايي براي انجام فعاليت اقتصادي مشترك (تعيين فاكتورها و شاخص ها براي انتخاب مجتمع هاي روستايي) و اولويت بندي آن.
    - بررسي مجموع روستاها در قالب بنگاه اقتصادي در بخش عوامل و نهاده هاي توليد، كارگاه توليدي، كالاها و خدمات توليدي، بازار و ...
    - بررسي روش هاي تامين منابع مالي جهت سرمايه گذاري و ايجاد واحدهاي توليدي اشتغال زا.
    - شناسايي روش هاي مختلف مديريتي در روستاها براي ايجاد روحيه مديريت مشاركتي و يكپارچه پيشنهاد پروژه هاي اقتصادي مطلوب در مناطق اقتصادي منتخب.
    براي اجراي فاز اول حدود شش تا هشت ماه زمان در نظر گرفته شده است.
    فاز دوم و اجراي پايلوت، توجيه فني و اقتصادي شامل تكنيك انجام كار (نحوه تركيب عوامل توليد)، مقياس كار (ميزان توليد) و مكان انجام كار (محل احداث واحد)، نحوه تامين منابع مالي براي سرمايه گذاري و راه اندازي فعاليت اقتصادي منتخب بر اساس دستاوردهاي مطالعات طرح را شامل مي شود كه پيش بيني انجام اين فاز متاثر از مقياس پروژه بوده و به طور متوسط حدود 03 ماه در نظر گرفته شده است.