با توجه به  تعاريفي كه در زمينه كشاورزي پايداربيان شد، مي توان چنين نتيجه گرفت كه يك برنامه كشاورزي پايدار موفق در بر گيرنده اهداف زير مي باشد:

فراهم نمودن امنيت غذايي همراه با كيفيت مناسب,‌ حفاظت از آب,خاك و منابع طبيعي, تنوع زيستي, حفاظت از منابع انرژي در داخل و خارج مزرعه حفظ و بهبود سودمندي مزرعه, قابل پذيرش بودن از سوي جامعه و بهبود كيفيت زندگي انسان. به منظور دستيابي به اهداف مذكور مي بايست از فعاليت‌هايي استفاده نمود كه ما را بيشتر در جهت پايداري هدايت نمايد. عمده آنها عبارتند از :

1- استفاده از شخم حداقل: به منظور كاهش فرسايش خاك و هدر رفتن انرژي مي‌توان از شخم حداقل استفاده نمود. در اين روش از ادواتي استفاده مي شود كه كمترين تأثير را بر بافت فيزيك خاك داشته باشد و جا به جايي خاك را به حداقل ممكن برساند.

2- استفاده از محصولات پوششي: با كاربرد محصولات پوششي در سطح مزارع و باغات ميزان فرسايش خاك كاهش مي يابد و با زير و رو نمودن آنها در فصول قبل از كاشت حاصلخيزي خاك افزايش مي يابد.

3- استفاده از كودهاي دامي: به منظور افزايش مواد غذايي خاك وبراي جايگزين كودهاي شيميايي ، مي توان از كودهاي دامي استفاده كرد. اين امر آلودگي آب‌هاي سطحي و تحت اراضي را كاهش مي دهد و منجر به استفاده حداقل از كودهاي شيميايي مي شود.

4- تغيير روش‌هاي آبياري از شياري به باراني و قطره اي: با تغيير آبياري به روش‌هاي نوين نظير باراني و قطره اي ميزان مصرف آب و فرسايش خاك كاهش مي يابد و بر سودمندي فعاليت‌هاي زراعي افزوده مي شود Mahler et al,1995).

عناصر مختلفي براي بيان پايداري در كشاورزي مطرح مي باشند كه حتي از منطقه اي به منطقه ديگر متفاوت است. در زير به عناصري اشاره مي شود كه در نظام‌هاي زراعي پايدار عمدتاٌ مشترك مي باشد.

1-حفاظت خاك: يكي از اجزاي مهم و اساسي در فعاليت‌هاي كشاورزي خاك مي‌باشد. حفاظت خاك در مقابل آب و باد با استفاده از روش‌هاي مختلفي نظير: كاربرد محصولات پوششي, شخم عمود بر شيب, تناوب زراعي و حفظ بقاياي محصولات زراعي صورت مي گيرد و به عنوان يكي از مهمترين عناصر پايداري محسوب مي شود(SARE, 1997) .

روش‌هاي خاك ورزي حداقل به دليل حفظ بقاياي گياهي در سطح خاك از ميزان فرسايش آبي و بادي مي كاهند. استفاده از آنها باعث افزايش رطوبت نفوذ پذيري بهتر و بهبود بافت فيزيكي خاك و افزايش سودمندي مزرعه مي شود. استفاده از تناوب زراعي و كودهاي دامي يكي ديگر از روش‌هاي حفاظت خاك مي باشد كه كاربرد بيش از حد از منابع خاك را كاهش مي‌دهد و در طولاني مدت به بهبود بافت فيزيكي خاك منجرمي‌شود. در نظام‌هاي شخم حفاظتي كه 30% از محصول در سطح خاك باقي مي‌ماند و از شخم حداقل استفاده مي شود. در مصرف انرژي صرفه جويي شده و ساختمان خاك بهبود مي يابد. سيستم‌هاي شخم حفاظتي در كاهش فرسايش خاك بسيار مؤثرند و فرسايش خاك را تا ميزان 90% كاهش مي دهند(ادواردز,1375).

2-كيفيت آب: به منظور افزايش ميزان سلامت محصولات كشاورزي و انسان آب مورد استفاده از فعاليت‌هاي كشاورزي و شرب بايد از كيفيت مطلوبي برخوردار باشد.

به اين منظور لازم است از مصرف بي رويه مواد شيميايي خود داري نموده و با استفاده از روش‌هاي صحيح و مناسب بركيفيت آنها افزود. عوامل متعددي وجود دارند كه بر كيفيت خاك مؤثرند. شخم زدن زمين هاي زراعي, ميزان مصرف كودهاي شيميايي, كاربرد آفت كش ها و مديريت نامناسب آبياري از اين جمله موارد هستند. تسريع فرسايش و تخليه عناصر غذايي رودخانه, آبشويي عناصر غذايي و آفت كش‌ها به داخل آب‌هاي زير زميني و آلودگي آب‌هاي سطحي و زير زميني توسط باكتري‌ها برخي از جنبه هاي كشاورزي مدرن بر آلودگي آب‌ها مي باشد.

در كشاورزي پايدار كيفيت آب به عنوان يكي از عناصر پايداري مي باشد و بهبود آن منجر به فراهم شدن شرايط لازم جهت دستيابي به كشاورزي پايدار است.

3-مديريت تلفيقي آفات: مديريت تلفيقي آفات يك رهيافت پايدار جهت مبارزه با آفات از طريق روش‌هاي بيولوژيك,‌ زراعي, فيزيكي و شيميايي است كه كمترين خطر را براي محيط زيست سلامت انسان و اقتصاد بشر دارد. به طور كلي IPM راهبرد كنترل آفات مي باشد كه به دنبال بيشينه سازي عوامل كنترل بيولوژيك و زراعي مي‌باشد  و از كنترل شيميايي تنها به هنگام ضرورت و با شرط حداقل خسارت محيطي استفاده مي نمايد. در اين روشها با استفاده از حشرات شكارچي, پارازيت‌ها, بكارگيري گونه هايي از محصول كه در برابر آفات مقاوم مي باشند. ايجاد تغييرات در زيستگاه آفات و كاربرد بهينه و مناسب از سموم شيميايي از خسارت آفات تا حد قابل قبولي كاسته مي شود. IPM در حقيقت مكمل مفهوم كنترل آفات و بيماري‌ها است و در عين حال متكي بر شناخت كل نظام اكولوژيكي است.

در اين روش به علت بروز اثر متقابل كه آللوپاتي ناميده مي‌شود. مواد شيميايي حاصل از بقاياي محصولات پوششي از جوانه زني و رشد برخي علف‌هاي هرز جلوگيري مي نمايند. علاوه بر اين به علت آن‌كه بسياري از گونه هاي علف‌هاي هرز با شرايط سازگاري يافته اند كه در آن خاك همواره زير و رو  مي شود، لذا فقدان انجام شخم در اين نظام خود عاملي در جهت تغيير شرايط محيطي لازم براي جوانه زني بذور اين علف‌هاي هرز مي باشد. بنابراين، كشت محصولات پوششي نظير چاودار, شبدر, باقلا و نخود پس از فصل برداشت گياهان زراعي فوايد متعددي را به دنبال دارد كه شامل جلوگيري از رويش علف‌هاي هرز, كنترل فرسايش خاك, افزايش مواد مغذي و بهبود كيفيت خاك مي باشد(عماني و ديگران,81).

4- مديريت مواد غذايي:استفاده از شيوه هاي مديريتي مناسب در تأمين نيازهاي غذايي گياهان نقش مؤثري در پايداري نظام زراعي دارد. افزايش كاربرد منابع درون مزرعه اي نظير كودهاي دامي, محصولات لگومينوز و كودهاي سبز منجر به كاهش هزينه توليد و افزايش سودمندي مي شود.

كاربرد كودهاي دامي تثبيت ازت در فعاليت‌هاي زراعي از جمله موارد مهمي است كه نقش مؤثري در مديريت مواد غذايي دارد. در فرآيند تثبيت ازت يك رابطه همزيستي بين گياه ميزبان و باكتري ريزوبيوم كه در گرهك‌هاي ريشه لگومينوز وجود دارد برقرار مي شود. در اين رابطه همزيستي گياه ميزبان علاوه بر آن‌كه انرژي مورد نياز باكتري را به صورت كربن تثبيت شده تأمين مي نمايد، انرژي مورد نياز براي رشد گرهك‌ها را نيز فراهم مي آورد و با ساز و كارهاي خاصي فرآيند تثبيت را در برابر محيط اكسيداتيوحفظ مي نمايد. باكتري‌هاي ريزوبيوم نيز به نوبه خود با واكنش تسريعي آنزيم‌هاي نيتروژنازي كه توليد مي كنند، ازت اتمسفري (N2) را به آمونياك (NH3) تبديل مي نمايد و آمونياك توليدي پس از تبديل به اسيدهاي آمينه از راه آوندهاي چوبي به بافت‌هاي در حال رشد گياه منتقل مي‌شوند(هاتفيلد و كاردن,1376).

5-جنگل زراعي: روش جنگل زراعي كشت توأم درخت و محصولات زراعي مي باشد كه در بسياري از مناطق دنيا متداول است. جنگل زراعي با توليد گياهان زراعي علفي يكساله و چند ساله سازگاري خوبي دارد و با دامداري قابل تلفيق مي باشد. اين نظام از نظر اكولوژيك و زراعي نسبت به ديگر نظام‌هاي زراعي داراي قابليت خوبي مي باشد.

در اين نظام درخت به عنوان بادشكن عمل مي نمايد و سرعت حركت باد و آب را كاهش مي دهد و از فرسايش بي رويه خاك جلوگيري مي نمايد. در اين روش به منظور تسهيل عمليات زراعي  مي توان درخت‌ها را در فواصل منظمي كشت نمود كه مزاحمتي براي ادوات كشاورزي ايجاد نكنند(ادواردز,1375).